"در زمین برای اهل یقین نشانه هایی بر وجود خداست.و در خود شما نیز.آیا نمیبینید؟"

مطابقت یافته های زیست شناسی و آیات قرآنی

به خصوص در مورد جهان شگفت انگیز جنین و مراحل رشد جنین

کلاً اهداف نگرشی ( تغییر در رفتار ) درس زیست شناسی ( این است که )

1-  به پدیده های زیستی به عنوان نشانه های حاکمیت تدبیر الهی در جهان بنگریم

2-  با مطالعه و برسی و پدیده های زیستی به علم و قدرت خالق آنها پی ببریم

همانطور که در آیۀ 53 سورۀ فضیلت می فرماید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سنر یهم آیا تنافی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه  الحق (به زودی آیات خود را راجع به کیهان و خود شناسی و به بشر ارائه خواهیم داشت تا روشن شود برای ایشان به درستی که او حق است)

آیات آفاقی : همچون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقی بر آنها حاکم است و آفرینش انواع جانداران و گیاهان و کوه ها و دریاها با عجائب و شگفتی های بی شمارش و موجودات گوناگون اسرار آمیزش که هر زمان اسرار تازه ای از خلقت آنها کشف می شود هر یک آیه و نشانه ای است بر حقانیت ذات پاک او .

آیات انفسی : همچون آفرینش دستگاه های مختلف جسم انسان و نظامی که بر ساختمان حیرت انگیز مغز و حرکات منظم قلب و عروق و بافتها و استخوان ها و انعقاد نطفه و پرورش جنین در رحم مادران ، تعداد سلولهای یک انسان متوسط 60 تریلیون است که 28 میلیارد آن سلول عصبی است و هر سلول شبیه یک کامپیوتر عمل می کند و از آن بالاتر اسرار و شگفتی های روح انسان می باشد که هر گوشه ای از آن کتابی است از معرفت پرودگار و خالق جهان .

در پایان این آیه بیان لطیف و جالب را با جملۀ زیبا و پر معنای دیگری تکمیل کرده می افزاید .

اولم یکف بربک انه علی کل شیء شهید (آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیز شاهد و گواه است .)

چه شهادتی از این بر تر و بالا تر که با خط تکوین ، قدرت خویش را بر پیشانی همۀ موجودات نوشته است .

در صفحه برگهای درختان ، در لا به لای گل برگها و در میان طبقات اسرار آمیز مغز و بر روی پرده های ظریف چشم بر صفحه آسمان و بر قلب زمین و خلاصه بر همه چیز نشانه های توحید خود را نوشته و گواهی دهده است .

درقرآن مسائل علمی بیان شده است که بعد ها دانشمندان به اسرار شگفت انگیز آن پی برده اند چنانچه در آیه 3 سوره رعد می فرماید :

و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین ( از تمام میوه ها دو جفت در زمین قرار دارد )

اشاره به این که درختان میوه موجودات زنده ای هستند که دارای سلولهای نر و ماده می باشند که از طریق لقاح  بارور می شوند دارد . اگر لینه دانشمند و گیاه شناس معروف سوئدی در اواسط قرن 18 میلادی موفق به کشف زوجیت عمومی و همگانی در جهان گیاهان شد . قرآن مجید در 1400 سال قبل از آن ، این حقیقت را فاش ساخت و این خود یکی از معجزات علمی قرآن مجید است که بیانگر عظمت این کتاب بزرگ آسمانی   می باشد .

همچنین از آنجا که زندگی انسان و همۀ موجودات زنده و مخصوصاً گیاهان و میوه ها بدون نظام دقیق شب و روز امکان پذیر نیست در قسمت دیگر این آیه از این موضوع سخن به میان آورده می گوید .

یغشی اللیل النهار :  خداوند به وسیلۀ شب روز را می پوشاند و پرده بر آن می افکند

چرا که اگر پرده تاریک شب نباشد ، نور مداوم آفتاب ، همۀ گیاهان را می سوزاند و اثری از میوه ها و بطور کلی از موجودات زنده بر صفحۀ زمین باقی نمی ماند .

در پایان آیه می فرماید :

 ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون  .( در اینها آیات و نشانه های است برای آنها که تفکر می کنند .)

اما در مورد جهان شگفت انگیز جنین

در هفت سوره از سوره های قرآن اشاره به آفرینش انسان و چگونگی خلقت او شده است و در آیۀ 14 سوره نوح می فرماید :

   و قد خلقکم اطوارا    : ( خداوند شما را در اطوار و مراحل مختلفی بیافرید .)

مرحلۀ اول : در آیه 12 سورۀ مومنون می فرماید :

و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین . (ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاک آفریدیم .)

چرا که نطفۀ انسان مولود غذاهای گوناگونی است که از گیاهان و جانوران سرچشمه می گیرد – جانوران هم از گیاهان تغذیه می کنند و گیاهان بخشی از مواد مورد نیاز خود را از خاک می گیرند بنابر این نطفۀ انسان که بعد ها بصورت انسان در می آید مولود خاک می باشد .

در مرحلۀ دوم : در آیه 54 سورۀ فرقان می فرماید:

هو الذی خلق من الماء بشراً ........   . ( اوست خدائی که بشر را از آب بیافرید )

در مرحلۀ دوم می توان گفت انسان از آب آفریده شده است .

زیرا از نظر زیست شناسان ، انسان به اسفنجی می ماند که او را آب فراگرفته است یک فرد 70 کیلویی حدوداً 65 در صد وزن بدن را آب تشکیل می دهد ، 50 لیتر آب دارد و این نسبت ثابت است و غیر ممکن است که این نسبت را تغییر داد بدون اینکه دچار ناراحتی نشود اگر 20 در صد آب بدنش را از دست بدهد دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

آب در سلولهای بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم بوده و عملاً فاقد نمک است ولی آب خارج از سلولها پتاسیم ندارد بلکه مقدار زیادی نمک دارد و این ترکیب آب خارج از سلولها به آب دریائی شباهت دارد که میلیونها سال قبل اولین اشکال حیات در آن شکل می گرفت و بعد ها وقتیکه موجودات آبی به خشکی روی آوردند ، دریای درون را نیز با خود آوردند . چون بدون آن زندگی برایشان در خشکی ممکن نبود .

این پدیده های شگفت انگیز گفته قرآن را تأیید می کند که می فرماید . اوست خدائی که انسان را از آب آفرید در مرحلۀ سوم : در آیۀ 2 سوره علق می فرماید:

خلق الانسان من علق   . ( خداوند انسان را از علق آفرید )

علق به اسپرماتوزوئید گفته می شود که به سلول ماده می رسد و با آن ترکیب می شود .

در مرحلۀ چهارم : در آیۀ 2 سورۀ انسان می فرماید:

انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج   . ( ما انسان را از نطفه مخلوط ( سلول تخم ) پدید آورده ایم . )

ترکیب سلول جنس نر و ماده منجر به پیدایش سلولی به نام تخم می شود که تقسیمات این سلول جنین را به وجود می آورد .

اگر بهترین شرایط محیطی برای سلول نر و سلول ماده فراهم شود قادر به ادامۀ زندگی نیستند و به زودی می میرند .

مگر آنکه با یکدیگر ترکیب شوند و سلول تخم یا به اصطلاح قرآن امشاج به وجود آورند .

پس از تقسیمات سلولی متوالی این سلول جنین اولیه به صورت توده ای از سلولها وارد رحم شده تا ادامه رشد خود را در آنجا انجام دهد در آیه دیگری می فرماید( آیه 24 سوره حشر)

هو الله الخالق الباری المصور له السماء الحسنی  .( اوست خدای که آفریننده و جدا کننده و نگارنده صورت انسانی است و برای اوست اسماء حسنی .)

در مرحلۀ پنجم : در آیۀ 6 سورۀ العمران می فرماید :

خداست آنکه صورت شما را در رحم مادران هر گونه بخواهد می نگارد خدایی که جز ذات یکتا نیست که به هر کار خواهد توانا و به همه چیز داناست .

مراحل ساختمانی جنین را می توان در سه مرحله خلاصه کرد :

1-  تولید توده زیادی از سلولها

2- مجزا شدن سلولها از یکدیگر و رفتن هر یک به جای خود

3- تصویر و صورت بندی جنین

این سه مرحله را قرآن کریم در ضمن سه کلمه بیان داشته

1- هو الله الخالق   اوست خدایی که آفریننده ( انبوه سلولها ) است

2- الباری   خدایی که جدا کننده ( سلولهاست )

3- المصور  خداوند پیکر سازی که به این سلولها صورت انسانی می دهد .

در سورۀ زمره آیه 6 می فرماید :

خداوند شما را در شکم مادر می آفریند ، آفرینش به دنبال آفرینش دیگر که در سه تاریکی قرار دارد .

به تدریج سه پرده جنین را در بر می گیرد این پرده ها ظاهراً یک پوست بیشتر نیستند ولی اگر آنرا با میکروسکوپ به دقت نگاه کنیم همانطور که در آیه قرآن ذکر شده است می بینیم که از سه پرده تشکیل شده است .

1- پرده آمینون   2- پرده کوریون 3- پرده آلان تویید  

مایع 

پرده آمینون پرده ای است که از نمو سطح خارجی جنین حاصل و از اطراف توسعه پیدا می کند تا فضایی به نام حفره آمینون در پشت جنین به وجود آورد و آنگاه در حفره آمینون مایع زلالی پدید می آورد .

پرده کوریون  : خارج از پرده آمینون قرار دارد و به کمک آن جنین محفوظ می ماند .

پرده آلانتوئید : در ناحیه شکمی جنین است و به جذب غذا کمک می کند .

فاصله میان پرده آمینون و جنین مایعی وجود دارد که هر گاه ضربه ای به شکم وارد شود این ضربه به مایع منتقل می گردد و در آن خنثی می شود .

در آیۀ 14 سوره مومنون می فرماید :

  انشا ناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخااقین (سپس آفرینش و تحولی دیگر در جنین پدید آوردیم ( و از روح خود در وی دمیدیم ) آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده .)

پس از صورت بندی جنین مرحلۀ دمیدن روح فرا می رسد .

لازمه استقرار روح در جسم پیدا شدن بستر مناسب یا به عبارت دیگر آرایش مطلوب در اجزاء ماده است .

بطور کلی با وارد شدن هر گونه نقص شدید در جسم جدا شدن روح از جسم اجباری و حتمی می گردد .                                                                                                             

 

                                     

***فتبارک الله احسن الخااقین***

 

با تشکر از وبلاگ زیست شناسی به خاطر این مطلب

   


به رغم اینکه از نزول قرآن کریم بیش از چهارده قرن می گذرد اما باید اذعان نمود که بسیاری از مطالب قرآن در پرتو گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش بشری قابل فهم و درک می­باشد.

در قرون گذشته که علم و دانش بشر به آن رشد چشمگیر نرسیده بود، فهم و درک بسیاری از مطالب قرآن در هاله­ی از ابهام قرار داشت؛ اما هرچه علم و دانش بشر گسترده­تر و دامنه فهم و آگاهی او عمیق­تر می­گردد، زمینه­ی مناسب­تری برای فهم درست آیات الهی مهیا می­شود.

قرآن کریم به عنوان معجزه جاوید پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله وسلم) از اعجازهای مختلفی برخوردار می­باشد که یکی از آنها اعجاز علمی است. به گونه ی که  این کتاب آسمانی 1400 سال پیش مطالب علمی را بیان فرموده است که علم بشر تازه به آن­ها دست یافته است. که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1 – زوجیت گیاهان:

«أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ»(1)

«مگر در زمین ننگریسته اند که چه قدر در آن از هرگونه جفت های زیبا رویانیده ایم؟»(2)         

«در اینجا تعبیر به« زوج» در مورد گیاهان قابل دقت است، گرچه غالب مفسران زوج را به معنى نوع و صنف، و ازواج را به معنى انواع و اصناف گرفته‏اند، ولى چه مانعى دارد که زوج را به معنى معروفش که قبل از هر معنى دیگر به ذهن مى‏آید بگیریم و اشاره به زوجیت در جهان گیاهان باشد؟! در گذشته انسانها کم و بیش فهمیده بودند که بعضى از گیاهان داراى نوع نر و نوع ماده است، و براى بارور ساختن گیاهان از طریق تلقیح استفاده مى‏کردند این مساله در مورد درختان نخل کاملا شناخته شده بود، ولى نخستین بار« لینه» دانشمند و گیاه شناس معروف سوئدى، در اواسط قرن 18 میلادى، موفق به کشف این واقعیت شد که مساله زوجیت در دنیاى گیاهان تقریبا یک قانون عمومى است و گیاهان نیز همانند غالب حیوانات از طریق آمیزش نطفه نر و ماده بارور مى‏شوند و سپس میوه مى‏دهند.

ولى قرآن مجید قرن­ها قبل از این دانشمند کرارا در آیات مختلف به زوجیت در جهان گیاهان اشاره کرده (در آیات مورد بحث، و در سوره رعد آیه 4، و لقمان آیه 10 و سوره ق آیه 7) و این خود یکى از معجزات علمى قرآن است.»(3) 

2 – جاذبه زمین:

«خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ»(4)

(او) آسمان ها را بدون ستونى که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوه هایی افکند تا شما را نلرزاند (و جایگاه شما آرام باشد) و از هرگونه جنبنده ای روی آن منتشر ساخت و از آسمان آبی نازل ردیم و به وسیله آن در روی زمین انواع گوناگونی از جفت های گیاهان پر ارزش رویانیدیم.)

 

«" عمد" (بر وزن قمر) جمع "عمود" به معنى ستون است، و مقید ساختن آن به " ترونها"، دلیل بر این است که آسمان ستونهاى مرئى ندارد، مفهوم این سخن آنست که ستونهایى دارد اما غیر قابل رؤیت نیست، و چنان که پیش از این هم در تفسیر سوره رعد گفته‏ایم، این تعبیر اشاره لطیفى است به قانون جاذبه و دافعه که همچون ستونى بسیار نیرومند اما نامرئى کرات آسمانى را در جاى خود نگه داشته.(6)

 3 – کمبود اکسیژن در ارتفاع:

«فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ کَذلِکَ یَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ»(7)

آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد و آن کس را که به خاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه اش را آن چنان تنگ می کند که گویا می خواهد به آسمان بالا برود این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند قرار می دهد.

«تشبیه اینگونه افراد به کسى که مى‏خواهد به آسمان بالا رود از این نظر است که صعود به آسمان کار فوق العاده مشکلى است، و پذیرش حق براى آنها نیز چنین است.

امروز ثابت شده که هواى اطراف کره زمین در نقاط مجاور این کره کاملا فشرده و براى تنفس انسان آماده است، اما هر قدر به طرف بالا حرکت کنیم هوا رقیقتر و میزان اکسیژن آن کمتر مى‏شود به حدى که اگر چند کیلومتر از سطح زمین به طرف بالا (بدون ماسک اکسیژن) حرکت کنیم تنفس کردن براى ما هر لحظه مشکل و مشکلتر مى‏شود و اگر به پیشروى ادامه دهیم تنگى نفس و کمبود اکسیژن سبب بیهوشى ما مى‏گردد، بیان  این تشبیه در آن روز که هنوز این واقعیت علمى به ثبوت نرسیده بود در حقیقت از معجزات علمى قرآن محسوب مى‏گردد.(8)

......................

پی نوشت ها:

(1)شعرا، 7.

(2) ترجمه فولادوند.

(3) تفسیر نمونه، ج 15، ص 191.

(4) لقمان، 10.

(6)تفسیر نمونه، ج 17، ص 29.

(7)انعام، 125.

(8) تفسیر نمونه ج 5، ص 435 و 436.

   


زیست شناسی در قرآن

چهارشنبه 10 شهریور 1389 نویسنده: رامین | نوع مطلب :اعجاز قرآن در طبیعت(زیست شناسی در قرآن) ،

شیرسازی دامها

وَإِنَّ لَكُمْ فِی الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِیكُم مِّمَّا فِی بُطُونِهِ مِن بَیْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِینَ ﴿۶۶﴾ سوره ی النحل 

« و در دامها نیز برای شما درس وجود دارد. از آنچه در شکم دارند از میان غذای معده  و خون شیر ناب را به شما می نوشانیم که برای نوشندگان گوارا است».

ماده اصلی شیر چنانکه آیه گفته از میان غذای درون معده و درون خون گرفته می شود. غده های تولید کننده شیر مواد خود برای تولید شیر را از خون و از مایعات بدن که مواد غذائی معده را آورده اند می گیرد.رود.

در زمان پیامبر می توان گفت که انسان بهرحال می دانسته که شیر از غذای جویده  و خورده شده گرفته و تولید می شود، ولی اینکه آن مواد وارد خون نیز می شوند و بعد از میان خون گرفته می شوند طبعاً کسی چیزی نمی دانسته است.

گوشت خوک

حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ كَفَرُواْ مِن دِینِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۳﴾ مائده ۳

« خوردن گوشت حیوان مرده ــ خون ــ گوشت خوک ــ گوشتِ حیوانی که بنامی غیر از نامِ خدا سر بریده شده ــ گوشتِ حیوان خفه کرده شده ــ گوشتِ حیوان تحتِ ضربات کشته شده ــ گوشت حیوانیکه افتاده و در وضعیت بین مرگ و زندگی است ــ گوشت حیوانیکه بر اثر شاخ زده شدن مرده ـــ ... برای شما حرام شده است».

و در سوره انعام آیه 145 ضمن یادآوری تحریم گوشت خوک، خوک را حـیـوانـی انگـلی توصیف نموده:« ... لَحْمَ خِـنْـزِیـرٍ فَـإِنّـَهُ رِجْـسٌ = ... مگر اینکه گوشت خوک باشد، که موجودی انگـلی است».

در آیه 145 سوره انعام روشن کرده که منـظـور از حـرام بـودن خوردن خون «خـون مـسـفـوح» است، (خون مسفوح یعنی: «خـون ریخـتـه شده» که با هوا تماس پیدا کرده). دلـیـل تحریم آن نیز این است که وقتی خون با هوا تماس پیدا می کند سمی می شود و می تواند بیماری زا باشد.

نکات آیات: خوک حیوانی انگلی و گوشت آن حرام است:

همانطور که قرآن مطرح می کند خوک در واقع یک حـیـوان انگـلی است. هم زندگی و هم روند تولید مثل آن هر دو انگلی است:

چرا گوشت خوک تحریم شده؟ چیزیکه فعلاً انسان امروز در مورد گوشت خوک میداند موارد زیر است:

ـــــــ گـوشت خوک خیلی از انگـلها را منتقـل می کند. از جمله نوعی کرم (موسوم به کرمِ تِـنـیـا) که برخی از ناراحتی های دردناک را منجر می شود که برخی از آنها کشنده نیز هستند. عـناصـر آن در عـضلات و در چشم و مغز منتشر می شود. میان 5 تا 25 درصد کـسـانـیـکـه گوشت خـوک مصرف می کنند ناراحتی نـاشی از کـرم مزبور را دارند. (این کرم الـبـتـه در گوشت گاو نیز وجود دارد ولی کرم گوشت گاو خود بخود در انسان تکثیر نمی شود اما کرم گوشت خوک بـدون عـامل تکـثیر کننده تکثیر می شود. هـمـیـنطور کرم خوک مقاومت بیشتری نسبت به کرم گاو دارد و براحتی کشته نمی شود و خطرناک تر است).

ـــــــ گوشت خوک طبقـه طبـقه است و میان آنها پیه های متداخل در همدیگر وجود دارد که بالاترین نسبت روغـن حـیوانی را دارند، و روغـن آن نیز از خطرناکترین نوع روغـن است. ( درصـد پـیه در گوشت خوک 28 درصد است در حـالـیکـه مثلاً در گوشت گاو 4 و نیم درصد).

ـــــــ گوشت خوک مـقـادیر زیادی اسید دارد. (سایر حیوانات 90 درصد این اسید را پس میدهند ولی خوک فـقـط 2 درصـد آنرا پس می دهد). این اسید از جمله باعث الـتـهـاب مخ می شود.

یک متخصص آلـمانی نـتـیـجه مـطالعات خود و دیگران را در رابطه با گوشت خوک چنین بیان می کند: گوشت خـوک در مناطق گرم خطرناک تر از مناطق سرد است. در سودان و مناطق همجوار آن در یک شـرایط آب و هـوائی یکـسـانی تفاوت میان سلامتی کسانی که گوشـت خوک می خورند و و کسانیکه نمی خورند خـیـلی زیـاد است. هـمـیـنـطـور در هند در یک آب و هوای مشترک، کسانی که گوشت خوک نمی خورند از کسانی که می خورند از سلامتی بالاتری برخوردار هـستند، بیشتر عمر می کنند و توان کاری بیشتری دارند. مثلا فرد پیری که گوشت خوک نخورده حمالی می کـند و از ارتـفـاعـات بــالا می رود، در حالیکه آنکه خورده نمی توانـد این کارها را بکند و زودتر ضعف و بازنـشـسـتـگـی بـسراغ وی می آید.  کسانیکه با تعالـیـم اسـلامی زنـدگی می کـنـنـد از سلامتی خـوب و بـالائی بـرخوردارند و بـیماریهائی که دیگران از مسائل تحریم شده دارند آنها ندارند. همینطور وی می گویـد در جریـان جـنـگ جهانی دوم از ارتش گـزارشی برای آنها می آید که می گوید: سربازان آلمانی دچار ناراحتی ها و آبله هائی در پاها می شده اند که آنها را از جنگ و تـحـرک بـاز می داشـتـه و علاج سرپائی نیز برای آنها کافی نبوده بلکه به پشت جبهه انـتـقـال داده می شـده انـد. در حالـیکه مـردمـی کــه در هـمان مناطق و همان آب و هـوا زنـدگـی می کرده اند آن ناراحتی ها را نداشته اند. پس از بررسی ها می بینند که ارتش تـقـریـبـاً هـمـه روزه از گوشت خوک استفاده می کند. گوشت خوک را قطع می کنند و آن ناراحتیها تمام می شود.

هـمـیـنطور می گوید پس از اتمام جنگ که وضعیت اقتصادی خراب می شود و خوک بوفور طبق روال عادی نبوده اندازه مراجـعـات به پزشک نسبت به دوران پیش از جنگ کاهش پیدا می کند. ولی با رونق گرفتن اقتصاد و خورده شدن گوشت خوک توسط طـبـقـه ای کـه وضع خوبی داشته، بیماریها دوباره در آنها شروع می شود، در حالیکه طـبـقـه فـقـیر که هنوز توان استفاده از گوشت خوک را نداشـتـه از سـلامتی بهتری برخوردار بوده است. و پـس از اینکه فـقـیـران نیز تـوان خریدن و خوردن آنرا  پـیـدا می کـنند دوباره وضع بیماریها طـبق روال پیشینِ خود زیاد و هـمـه گـیـر مـی شـود. هـمـیـنـطـور وی می گوید که به آزمایشهای عملی در رابطه با گوشت خوک رو می آورد. 30 تا مـوش را با خـوراک خوک بزرگ می کند و 30 تای دیگر را با غذای عادی. آنهائـیـکه غذای خوک داده می شوند: سریعا بزرگ می شـونـد ـــ تـمـایلات تجاوزگرانه در آنـهـا ایـجـاد می شود، و دوست دارند که هـمـدیگـر را بخورند و بیماریهائی از قـبـیـل سـرطـان و بیماریهای پوستی در آنها ظاهر می شود، ولی آنهائی که غـذای عـادی بزرگ می شـونـد هـیـچـیـک از ایـن مـوارد در آنهـا ظاهر نمی شود. او محتاطانه می گوید در گوشت خوک سمی است که فهمیده نمی شود و روغن آن خطرناکـترین نوع روغن است. و مـوجـب تصلب شـرایین، بیماری قند، اختلال جریان خون، و نسبت بالائی از کلسترل را باعث می شود، و بافتهای آن فـسـفـر دارد که منجر به زیانهائی می شود.

حیوانات از بخش جلو مغز خود هدایت می شوند

إِنِّی تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّی وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿۵۶﴾ هود

«من به خدا آفریننده خودم و آفریننده شماها توکل کردم، هیچ حیوانی وجود ندارد که او از ناحیه جلو مغزِ آن آنرا هدایت نکند».

تاکنون برخی از حیوانات شناخته شده اند که در مغز خود عـنصر قطب نمائی دارند، که به کمک جریانهای مغناطیسی شمالی ــ جنوبی زمین که در تصویر وضعیت آنرا می بینیم هدایت میشوند. حیوانات با عنصر قـطب نمائی خود محل زندگی  و مسیر پرواز و حرکت خود را میشناسند.

اگر آهن ربائی را در نزدیکی مغـز یک پرنده ببندیم، سیستم جهت یابی مغز وی را مختل می کند و پرنده نمی تواند مسیر و محل زندگی خود را پیدا کند. (قرآن هر جانوری را (دابة) یعنی حیوان می نامد. و منظور ما از حیوانات در اینجا مطلق جانداران است که شامل پرندگان و حشرات و ماهی ها و غیره هـمه می شود).

گوشت ماهی

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۱۴﴾ سوره ی النحل

« و اوست که دریا را برای شما مسخـّر کرد که گوشت سبک از آن بخورید». (طـَریّ بمعنی: تر و تازه ـــ نرم و آسان و سبک (از نظر کاربرد و کارکرد) ـــ و نم دار است).

آیه می گوید گوشت دریا (که عمدتاً ماهیها باشند)، از نظر کارکرد آسان و سبک هستند. ماهیها و خیلی از موجودات دریائی دارای روغنی مانند روغن زیتون هستند که برای معده سبک است، برای هضم آسان است، میزان غلظت خون را بالا نمیبرد بلکه بر عکس از کلسترول مضر کم میکند و کلسترول مفید را بالا میبرد که بنوبه خود از پیامدهای بد آن که از جمله راه بردن به ناراحتیهای قلبی است جلوگیری میکند.

پائین آوردن ارتفاع چهار یا هشت نوع از دامها

خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُكُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ﴿۶﴾ الزمر

« و (خدا) هشت جفت (4 نوع) از دامها را برای شما پائین آورد».

«اَنعَام»: در اصل حیواناتی هستند که برای فرد نَعمَة هستند، ( و نَعمَة یعنی چیزی که رفاه و برخورداری و فراخی زندگی را می آورد)، ولی به دامها (حیواناتی که انسان در کار و زندگی و اقتصاد خود از آنها استفاده میکند) و بیشتر به شتر و گاو و میش و بز اطلاق می شود.  فعلِِ « اَنزَلَ» فعلِ ماضی از مصدر مزید «انزال» است، و اِنزال به معنی: پائین آوردن است. و منظور از پائین آوردن حیوانات مزبور برای انسان اینست که آنها در گذشته بلند بوده اند و برای کار و بهره وری انسان از آنها مناسب نبوده اند، و خدا ارتفاع آنها را بخاطر امکان استفاده انسان از آنها پائین آورده است. «ازواج»: در آیه می تواند بمعنی جفت باشد که در آنصورت هشت جفت بمعنی چهار نر و چهار ماده  از چهار نوع از دامها می شود، و می تواند بمعنی "صنف" باشد که در آنصورت بمعنی هشت نوع از دامها خواهد بود.

فسیلهای پیدا شده حیوانات نشان می دهند که نسل برخی از حیوانات در گذشته از نظر بلندی بلندتر و از نظر حجم بزرگتر از نسل امروزی آنها بوده، و نسل برخی دیگر در گذشته کوچکتر از نسل امروزی آنها بوده است، و همینطور نشان می دهند که حیوانات چگونه در ضمن ده ها میلیون سال تغییراتی کرده اند.

یکی از آن حیوانات که نسل گذشته آن بلندتر و بزرگتر بوده شتر است. فسیل پای شتر که در تصویر می بینیم و در سوریه پیدا شده نشان میدهد که شتری که در گذشته زندگی می کرده دو برابر شتر امروزی بوده، و فسیلهای دیگر که مربوطه به دوران دیگری است نشان می دهد که شتر در گذشته 4 متر ارتفاع داشته است. بهر حال چنانکه آیه گفته خداوند ارتفاع آنرا برای انسان پائین تر آورده تا برای انسان قابل استفاده بشود. ارتفاع شتر امروزی به دو و نیم متر می رسد.

با تشکر از سایت قرآن شناسی به خاطر این مطلب

   


تا از سورهء «نازعات» بیرون نشده‌ایم، باز هم به سراغ آیات معجز علمی دیگری در این سوره می‌رویم، و این بار هم اگر چه نه در خود زمین، اما در پیرامون آن باقی می‌مانیم.

خدای عزّوجلّ در این سوره، داستان آفرینش زمین و آسمان را بیان می‌كند. آیه (30 ) از این سوره می‌گوید: زمین بعد از آنکه شب و روز در آن به وجود آمد، شكل تقریباً بیضویی را به خود گرفت. آیهء (31 ) می‌گوید: بعد از آن مرحله بود كه نخست آب و سپس گیاهان در زمین آفریده شدند:

أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا

«از زمین آب و چراگاه‌های آن را بیرون آورد»

سپس بعد از این مرحله بود كه كوه‌ها ایجاد گردید، چه در آیهء 32 می‌خوانیم:

وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا

«سپس كوه‌ها را استوار گردانید»

اكنون ببینیم كه نظر علم جدید در این باره چیست؟

در یك نگاه اجمالی ملاحظه می‌كنیم كه بررسیهای دانشمندان پس از سالها عین نتایجی را به همراه آورده كه قرآن كریم چهارده قردن قبل آن را مطرح نموده است. علم جدید می‌گوید كه زمین بعد از جدا شدن از اصل خود، سرد گردید و بخار آبی كه پیرامون آن به وجود آمده بود، كثافت و سنگینی بیشتری پیدا كرد تا آنكه سرانجام از آن بارانها و سیلابها پدیدار گردیدند. بارانها، سبزه‌ها و نباتات را پدید آوردند و سیلابهای ویرانگر نیز، وادیها و دره‌ها را ایجاد نمودند؛ عملیه‌یی كه خود منجر به پدید آمدن كوه‌ها گردید. در این تطوّر سنگهای زیادی نیز ذوب شدند كه تل‌ها و تپه‌ها را به وجود آوردند و سر انجام با پدید آمدن آب، زمینهء پیدایش حیات در روی زمین مساعد گردید.

ملاحظه می‌كنیم كه اكتشافات علم در این زمینه، گام به گام در راستای مفاهیم قرآن به پیش می‌رود.

پیشینیان تصور می‌كردند كه آب فقط در چشمه‌سارها، جویبارها و نباتات موجود است و مواد سخت و جامد فاقد آب اند بناءً هرگز ممكن نیست كه این مواد محتوی آب باشند. ولی تجربیات آزمایشگاهی نشان داد كه در هر چیز، نسبت معینی از رطوبت موجود است كه این نسبت در سبزیجات و نباتات تا 95% و در مواد جامد و سخت تا حدود یك درصد در حال نوسان می‌باشد. اما آیا تجربیات آزمایشگاهی، همان تفسیر عینی آیهء مباركهء 74 سورهء بقره و آیهء 18 سورهء مؤمنون نمی‌باشد؟

در آیهء نخست می‌خوانیم:

وَإِنَّ مِنْ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ

«و از برخی سنگ‌ها آب نهرها می‌جوشد و نیز از بعضی دیگر كه بشكافند آب بیرون می‌آید»

این آیهء مباركه هزار و چهار صد سال قبل از تجربیّات علمی بشر، اثبات كرده است كه در هر چیز و حتی در سنگ هم نسبت معینی از آب وجود دارد، چرا كه از نظر قرآن، خدای متعال آب را در همهء زمین اسكان داده است. چنانکه در آیهء 18 سورهء مؤمنون می‌گوید:

وَأَنزَلْنَا مِنْ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِی الأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ

«و ما برای زنده­گی شما آب را از آسمان به قدر معین به زمین نازل و (در اندرون زمین) مسكن دادیم و محققاً در نابودساختن آب هم تواناییم».

همانگونهه كه از مفهوم آیهء مباركه پیداست، این آب نازل گردانیده شده از آسمان، به نسبت و مقدار معینی می‌باشد.

از این امر که بگذریم، عملیهء آماده‌سازی آب برای بهره‌گیری انسان و زنده‌جانهای دیگر از آب مطرح می‌شود، كه این عملیه نیز نظام دقیق و فرایند پیچیده‌یی را داراست. قرآن كریم در آیهء 43 سورهء نور می‌فرماید:

أَلَمْ تَرَى أَنَّ اللَّهَ یُزْجِی سَحَاباً ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُكَاماً فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنْ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِیهَا مِنْ بَرَدٍ

«آیا ندیدی كه خداوند از هر طرف ابر را می‌راند تا به هم می‌پیوندند باز آنها را انبوه و متراكم می‌گرداند آنگاه می‌بینی كه قطرات باران از میان ابر فرو می‌ریزد و نیز از كوه‌های آسمان تگرگ فرو می‌باراند»

قرآن در این آیهء مباركه و آیاتی دیگر، روش بهره‌گیری انسان و زنده‌جانهای دیگر را از آب، وابسته به جریان تبخیر دورانی آن به وسیلهء خورشید و سپس تشكیل آن به صورت كتله‌های ابری كوه مانند در طبقات جوی می‌داند؛ چه از آنجا كه آب دریاها و اقیانوس‌ها نمكین است و نوشیدن آن برای بسیاری از زنده‌جانها ـ كه نباتات هم در زمرهء آنها می‌باشند ـ مضرّ و بلكه مهلك تمام می‌شود و از سوی دیگر، اگر این آب از نمك عاری باشد، در اندك مدتی متعفّن و فاسد گردیده و با تعفّن و فساد خود، عرصه را بر امراض و آفات چنان فراخ می‌گرداند كه زمینهء ادامهء حیات در دریا و خشكه برچیده می‌شود، پس بنابراین خدای عزّوجلّ خورشید را مأموریت داده است تا این آبها را به مقدار معینی تبخیر نموده و در تصفیه­خانه‌های طبقات بالای جو، یعنی در كتله‌های وسیع ابر جا به جا گرداند و باز در مواقع معین، آن را با كیفیّتی شیرین و گوارا برای استفادهء انسان، حیوان و نبات، مجدداً به زمین برگرداند. این ابرهای متراكمی كه آب از آنها فرود می‌آید، به گونه­یی ارتفاع می‌گیرند كه در جهء حرارت قاعدهء زیرین ابر با درجهء حرارت در ارتفاع آن كاملاً متفاوت است و از آنجا كه هر چه بالاتر برویم، دمای هوا نیز پایین تر می‌آید، پس هر چه كتلهء ابر بالاتر برود، قطرات آب در آن نیز بیشتر تجمع می‌كند تا بدانجا كه كتله‌های تشكیل‌شدهء ابر در سطوح فوقانی جو، كاملاً شكل كوه‌ها را به خود می‌گیرند، كوه‌هایی كه قاعدهء آنها رو به زمین و قلهء آنها رو به آسمان است. و هر كس سوار طیاره شده و در ارتفاع بلندتر از ابرها پرواز كرده باشد، ابرها را به صورت كوه‌هایی عظیم مشاهده می‌نماید، به همین دلیل است كه تعبیر به كار گرفته شده برای این ابرها در آیهء مباركه، یعنی تعبیر «كوه‌های آسمان» خود تعبیر معجزانه‌یی است.

خوب؛ اكنون در این نكته دقّت كنید كه بشر چه وقت به كشف عملیّهء تصفیهء آب دریاها در ابرها  قادر گردید و قرآن در چه عصری آن را با چنین دقّتی توصیف نمود؟ قطعاً پاسخ دادن به همین یك سؤال، هر شكاكی را به ایمان به این كتاب الهی واداشته و بر ایمان هر مؤمنی نیز می‌افزاید.

و امّا آیهء 18 سورهء مؤمنون حامل معجزه‌یی دیگری از معجزات علمی قرآن كریم نیز هست، و آن عبارت از طرح قاعدهء امكان «گریز آب از جو زمین» می باشد؛ چگونه؟ دقّت كنید:

ما می‌دانیم كه فرود آمدن قطرات باران به زمین به نیروی جاذبهء زمین برمی‌گردد كه این نیرو، قوی تر از سرعت جزئیات آب برای فرار از كمربند جاذبهء زمین است. تحقیقات علمی نشان می‌دهد كه سرعت لازمه برای فرار بخار آب از حوزهء نیروی جاذبهء زمین، 11 كیلومتر در ثانیه است. اما اگر به سیارهء «زهره» برویم كه این سیاره اندكی كوچكتر از زمین می‌باشد، می‌بینیم كه سرعت لازمه برای فرار بخار آب از ساحهء نیروی جاذبه زهره، در حدود 7 تا 10 كیلومتر در ثانیه، یعنی كمتر از سرعت لازمهء فرار بخار آب از حوزهء جاذبهء زمین می­باشد. به همین دلیل است كه می‌بینیم بخار آب موجود در جوّ پیرامونی زهره، كمتر از بخار آب موجود در جوّ پیرامونی زمین می‌باشد. و اگر باز كمی فراتر از آن به سیارهء مریخ برویم كه از سیارهء زهره كوچك‌تر است، می­بینیم كه سرعت لازمهء فوق‌الذكر به 5 كیلومتر در ثانیه تقلیل می‌یابد. هم از این رو غلاف آبی مریخ كمتر از غلاف آبی زهره است. و اما اگر باز از مریخ به عطارد برویم، مشاهده می‌كنیم كه نظر به كوچكی بیشتر حجم آنكه در كل به اندازهء (1 بر 3) حصهء زمین بیش نیست، سرعت لازمه برای فرار بخار آب از آن باز هم كمتر شده و به حدود 5/3 كیلومتر در ثانیه تقلیل می یابد. و همین مقدار سرعت در واقع سبب شده است تا تمام گازهای تشكیل‌دهندهء بخار آب در پیرامون عطارد، از جو آن به خارج گریخته و در نتیجه عطارد را كاملاً از غلاف آبی بی‌بهره گردانند. بدیهی است كه وضع در همه سیارگان و كواكب كوچكتر از عطارد نیز به همین منوال است. بنابراین ممكن است كه اگر روزی سرعت گریز جزئیات آب از قوهء جاذبهء زمین بیشتر شود، آب از دورادور زمین نیز فرار نماید، و این همان حقیقتی است كه آیهء مباركه 18 سورهء مؤمنون به آن اشاره نموده است:

وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ «و آب را به اندازهء معین از آسمان نازل كردیم و سپس آن را در زمین اسكان دادیم، و محققاً كه بر بردن آب از «فضای» زمین نیز قادر و تواناییم»

ملاحظه نمودیم كه بر اساس تحقیقات علمی فوق الذكر، امكان گریز آب از جو زمین وجود دارد، كه این امر البته به مشیت پروردگار بزرگ وابسته می‌باشد.

   


منبع:اعجازهای قرآن

سیستم خود دفاعی مورچه كشف معجزه ای جدید در قرآن كریم

نوشته: مجدی عبد الشافی

در كنار معجزات كلامی قرآن، كه محمد صل الله علیه و آله به واسطه آن مشركان را به مبارزه طلبید و از آن ها خواست كه یك آیه مانند آن بیاورند و آن ها نتوانستند، قرآن كریم دربرگیرنده معجزات علمی زیادی است كه خداوند برای محمد آن ها را بیش از هزار سال پیش آشكار كرد.این معجزات امروزه كشف شده اند و باعث تقویت ایمان ایمان آورندگان شده است و اثباتی برای الهی بودن قرآن كریم است. خانم Wadea Omranyكشف جدیدی علمی در قرآن كرده است. ایشان می گویند

كه ما در سوره نمل آیه 18كشف جدید علمی كرده ایم. این معجزه جدید چیزی است كه مورچه در آیه 18 گفت و علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با یكدیگر را كشف كرد خصوصا زمانی كه یك خطر محل زندگی مورچه ها را تهدید می كند.

ما تلاش می كنیم جملاتی كه مورچه در قرآن كریم به زبان آورد را توضیح دهیم و سعی می كنیم آنچه را كه او گفت با كشفیات جدید علمی ربط دهیم و مدرك پیشی گرفتن قرآن كریم به علم امروزی را رو می كنیم كه  این حقایق را بیش از هزار سال پیش بیان كرد.

خداوند در سوره نمل آیه 18 می فرماید:} حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا یَحْطِمَنَّكُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ{ "تا چون به دره مورچه ها رسیدند، مورچه ای گفت: ای مورچه ها به لانه هایتان وارد شوید‌، مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان كنند و خود آگاه نباشند."

در آیه بالا مورچه خطر قریب الوقوعی كه در كمین مورچه ها است را در طی چهار مرحله متوالی به شرح زیر می گوید:

1- "ای مورچه ها" این اولین اعلام خطری است كه توسط مورچه داده می شود تا توجه دیگر مورچه ها را به سرعت جلب كند. مورچه های دیگر با گرفتن این پیام صبر می كنند تا دیگر پیام ها را توسط همان مورچه دریافت كنند.

2- "به لانه ایتان وارد شوید‌" در این جا گوینده پیام، جملاتش را با دیگر پیام ها ادامه می دهد و به مورچه های دیگر می كوید كه چه كار باید بكنند. ما این رابطه را كه توسط علم امروزی كشف شده در قسمت دوم این نوشته می بینیم ( كه در ارتباطات بین مورچه ها است.)

3- " مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان كنند" در این جمله مورچه دلیل این خطر را به مخاطب خود می گوید و این آن چیزی است كه ما امروزه توسط بررسی علمی اثبات می كنیم.

4- "و خود آگاه نباشند" مورچه ها، به عنوان عكس العملی در مقابل خطر قبلی، یك نوع دفاع مشخصی از خود بروز می دهند. در این چند جمله آخری،مورچه به مخاطبان خود می گوید كه به منبع خطر حمله نكنید زیرا خطر از یك دشمن واقعی نیست- زیرا سلیمان و همراهانش از وجود لانه مورچه ها در سر راه خود خبر ندارند و قصد حمله به آن را نیز ندارند بنابراین مورچه ها آن ها را خطر واقعی نمی دانند.

در كلمات آخر، مورچه پیام رسان، همراهانش را از رسیدن سلیمان با خبر كرد و این چیزی است كه ما به صورت علمی و از طریق بررسی رمز های شیمیایی ارتباطی مورچه ها توضیح می دهیم.

ما ترتیب دستورات مورچه ها را كه به چهار مرحله تقسیم می شد- چهار مرحله شامل عبارات ها و علامت ها- نشان دادیم. علم در این زمینه چه می گوید؟ این مقاله را بخوانید:

مورچه ها از ارتباط شیمیایی در موقعیت های اخطار و دفاعی و همچنین زمانی كه تبادل سریع اطلاعات نیاز باشد و نیز زمانی كه با خطری مواجه باشند استفاده می كنند.

این اخطار معمولا توسط صدور علامت های شیمیایی دفاعی مشخص می شود. غده های دفاعی مسئول ایفای نقش اخطار و دفاع هستند. به عنوان مثال مورچه استرالیایی رادر نظر بگیرید. وقتی این مورچه ها با خطر مواجه می شوند، قطرات كوچكی را از غده دفاعی خود ترشح می كنند – این یك فرمان برای دیگر مورچه ها است تا فرار كنند و با شاخك های خود ارتعاشی ایجاد كنند كه به معنای قرار گیری در موقعیت خطر است.

اولین ماده كه توسط مورچه ها شناسایی می شود aldehyde  hexanal است و باعث جلب توجه و علاقه آن ها می شود.در نتیجه شاخك های خود را تكان می دهند و بالا می برند تا دیگر بوها را نیز بگیرند.

وقتی كه آن ها hexanol( اولین پیغام به شكل الكل بود) را دریافت می كنند موقعیت خطر به خود می گیرند و در تمامی جهت ها می دوند تا منبع مشكل را پیدا كنند. زمانی كه undécanoneدریافت كنند، مورچه ها را به سمت منبع خطر می برد و آن ها را تحریك می كند تا تمام اشیا خارجی را گاز بگیرند. سپس در نهایت وقتی كه به هدف نزدیك تر می شوند butyloctenalرا تشخیص می دهند كه پرخاشگری و آمادگی آن ها را برای قربانی كردن خود افزایش می دهد. 

این مقاله می گوید كه ارتباط شیمیایی مهم ترین روش ارتباط در زمان خطر و گزارش دادن این خطر است. در این فرایند مورچه ها انواع مختلف این مواد كه هر كدام رمز تفاوتی دارد و بیانگر نوع خاصی از صحبت كردن است را استفاده می كنند. اگر انتشار موادی كه توسط مورچه ای كه آن خطر را اعلام كرد تعقیب كنیم می بینیم كه كاری می باشد كه مورچه مورد اشاره در آیه 18 سوره نمل آن را انجام داده.

موادی كه مورچه در موقعیت هایی مثل این از بدن خود ترشح می كند به چهار دسته تقسیم می شوند كه هركدام زبان و علامت مخصوص به خود را دارند.

مراحل پی در پی عكس العمل مورچه ها:

aldéhyde  hexanalاولین ماده شیمیایی است كه مورچه در صورت احساس خطر از خود ترشح می كند. و آن را می توان به عنوان آژیر خطر دانست. مورچه ها با دریافت این ماده شروع به جمع شدن در یك نقطه می كنند و منتظر رسیدن بقیه علامت ها می شوند و این شبیه اولین مرحله است كه توسط مورچه در جمله "ای مورچه ها"گفته شد.

سپس مورچه دومین ماده شییایی hexanol""را ترشح می كند.

با دریافت این ماده مورچه ها شروع به دویدن در تمامی جهت ها می كنند تا منبع این ماده را پیدا كنند. مورچه ای كه ماده شیمیایی را ترشح می كند باید مسیری را كه بقیه مورچه ها باید از آن كنار بروند را معین كند و این كاری است كه مورچه حضرت سلیمان انجام داد و از بقیه مورچه ها خواست كه وارد لانه هایشان بشوند و گفت: "به لانه هایتان وارد شوید‌"و این دستوری از گوینده است و به بقیه می گوید كه به طرف لانه هایشان بروند. بنابراین باید مسیر را مشخص كرده باشد و این شبیه هدایت مورچه ها می باشد.

Undécanone سومین ماده ای است كه مورچه ترشح می كند. این ماده نشان دهنده عامل خطر است و چیزی كه مورچه در سومین عبارت گفت" مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان كنند" می بینید كه چه قدر مطابقت و سازگاری دارد؟ در این مرحله مورچه ها آماده مواجه با خطر می شوند. پس ماده چهارم چه می شود؟

Amagnified picture of the head of an ant holding a piece of wood , see God's doing who perfected the doing of all things

در مرحله چهارم مورچه اخطار دهنده ماده شیمیایی مخصوصی را ترشح می كند كه butylocténalنام دارد. توسط این ماده گوینده دستور دفاع می دهد و نوع دفاع را تعیین می كند. بنابر این در عبارت آخر می گوید" و خود آگاه نباشند" با این كار مورچه از وارد شدن بقیه مورچه ها به مرحله حمله جلوگیری می كند كه می توانست منجر به مرگ شود.

در این جا حضرت سلیمان خنده ای از روی محبت و شكر می كند گویی كه او این مورچه ها را آرام كرده است و این كه او گفته است به مورچه ها كه لازم نیست نگران باشند و آن حضرت  آن ها را دیده است و با آن ها مهربان می باشد و به آن ها صدمه ای نمی رساند.

حال اجازه دهید خلاصه مطالب را برایتان بگویم:

"تا چون به دره مورچه ها رسیدند، مورچه ای گفت: ای مورچه ها به لانه ایتان وارد شوید‌، مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان كنند و خود آگاه نباشند."

یكی از مورچه ها می گوید ای مورچه ها

Hexanal 

به لانه هایتان وارد شوید

hexanol 

مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان كنند

undécanone 

و خود آگاه نباشند

 

butylocténal 

و حالا كافران و افراد شكاك بعد از پی بردن به این قضیه كه علم آنرا ثابت كرده چگونه می توانند در مورد معجزه بودن قرآن كریم شك كنند. این حقایق بیش از هزار سال پیش در قرآن آمده است.

خدایی جز تو نیست، تو منزهی و من گمراه بودم.

برگردان: به فارسی احسان اشرفی: ca_ehsan@yahoo.com 

بعضی از مراجع:

http://20gp.ovh.net/amiif/com.htm

 http://www.55a.net/firas/arabic/?page=show_det&id=1289&select_page=5
http://membres.lycos.fr/dmouli/anatomie.html

امیدوارم این نوع هنر را در خدمت دعوت به خداوند به كار گیرم و با استفاده از طرح هایم حقایق اسلام را بیان كنم.

   


منبع:اعجازهای قرآن

نویسنده : عبد الدائم الكحیل

برگردان: سمیة تاج الدین

سالها پیش یکی از ملحدان گفته است که ای مسلمانان چگونه راست می پندارید مگسی که بیماریها را حمل می کند در آن شفا باشد؟ این مسئله غیر منطقی است و انسان عاقل آنرا نمی پذیرد.

دانستم چگونه به او پاسخ گویم. چرا که سرشت ملحد سرشتی مادی است که به عالم غیب ایمان نمی آورد، بلکه دلایل مادی ملموس می خواهد . او تجاربی را که مسلمانان به دست آورده اند، نمی داند. بنابراین چاره ای نیست که حقایق جدید درباره مگس را که غربیها آنرا به دست آورده و کشف کره اند، بیان کنیم

کسب تجربه از اوایل قرن بیستم جهت استفاده از پادزهر حشرات آغاز شد . خانم دکتر "جوآن کلارک" در استرالیا از غربیهایی بود که به این مسئله اهتمام ورزید و در اثر تجربه فهمید که در سطح خارجی مگس پادزهر وجود دارد که برخی از امراض و بیماریها را معالجه می کند، بنابراین اذعان داشت  که در مگس شفا وجود دارد.

هر کسی در این زمینه نظری ارائه کرد. اما کسب تجربه همچنان ادامه داشت تا اینکه تعدادی از اندیشمندان بحثهایی در این زمینه مطرح کردند و فهمیدند که مگسی که بیشتر بیماریها را حمل می کند، بیشترین پادزهر را که منجر به شفای بیماریها می شود، نیز حمل می کند؛ به گونه ای که ناقل امراضی که حمل می کند، نیست.

وجود این مسئله امری منطقی است، زیرا مگس باکتریهای مضر زیادی در جسمش حمل می کند تا بتواند به زندگی ادامه دهد؛ بنابراین باید که مواد ضد این باکتریها را نیز حمل کند و این مواد را که خداوند افزایش داده برای این است تا برخورد با ویروسها و بیماریها با او جلوگیری کند.

محققان می گویند: مگس انواع زیادی از باکتری، ویروسها و میکروبهای بیماری زا را حمل می کند، اما همزمان در سطح جسمش مواد ضد این میکروبها را نیز حمل می کند . بهترین شیوه برای آزادسازی پادزهر از مگس فروبردن آن در مایعات است. این کشف جدیدی است که محققان را متحیر کرده و هرگز توقع نداشتند که بیماری و دارو را در یک مخلوق و آن هم در مگس بیابند و سؤال این است: آیا این همان چیزی نیست که نبی اعظم (صلی الله علیه وسلم) قرنها پیش بیان کرده بود؟

محققان به صورت ناگهانی دریافتند که بهترین شیوه برای آزاد سازی این مواد یا همان پادزهرها فروبردن مگس در مایع است. زیرا پادزهرها بر سطح خارجی جسم مگس و بالهایش وجود دارد.

البته این اطلاعات طی سالهای اخیر مطرح شد و هنگامی که محققان غرب از آن صحبت می کردند آنرا بسیار عجیب می دانستند و از آن شگفت زده می شدند. زیرا برای آنها اطلاعات جدید و غریبی به شمار می رفت.

امروز پزشکان روسیه تلاش می کنند تا درمان جدید با مگس را توسعه دهند؛ زیرا دریافتند که مگس حاوی مواد زیادی است که بیشتر از داروهای سنتی و قدیمی به شفا و درمان بیماریها کمک می کند . آنها می گویند که این درمان جدید در دنیای پزشکی انقلابی به پا خواهد کرد.

بنابراین ما دو حقیقت علمی داریم:

1- سطح خارجی مگس حاوی پادزهرهایی است که میکروبها و ویروسها را از بین می برد.

2-بهترین شیوه برای آزادسازی این پادزهرها فروبردن مگس در مایعات است. 

در حدیثی از حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم)، این دو حقیقت مطرح شده است: (إذا وقع الذباب فی شراب أحدكم فلیغمسه ثم لینزعه، فإن فی أحد جناحیه داء وفی الآخر شفاء)" هنگامی که مگسی در نوشیدنی یکی از شما افتاد، آنرا در آب فروبرید سپس از آن نوشیدنی استفاده کنید؛ زیرا در یکی از بالهای مگس درد و در دیگری درمان است. "

این حدیث شریف نبوی برای این است تا غذایی که در آن مگس افتاده را هدر ندهیم، کافی است که آنرا در آب فرو بریم تا مواد ضد میکروبها آزاد شود. اما بیشتر ملحدان از این حدیث نه تنها تعجب کردند بلکه آنرا که از نبی رحمت (صلی الله علیه وسلم) نقل شده، مورد تمسخر قرار دادند. اما ما امروز می بینیم که محققان بی آنکه بدانند کلام  حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) را تکرار می کنند.

پروفسور جان الوارز براوو از دانشگاه توکیو می گوید: چیزهای دیگری وجود دارد که انسان قبول کند در مگس شفا وجود دارد. بنابراین به زودی خواهیم دید که درمانی موفق برای بیشتر بیماریها از مگس استخراج می شود.

همچنین برخی از محققان ایالات متحده آمریکا تلاش می کنند تا راه جدید شفا در استفاده از مگس بیابند و تأکید می کنند که درمان با مگس امری مقبول و علمی در آینده ای نزدیک است .

حشره شناسان در دیگر بررسی های خود تشابه زیاد میان قلب مگس و قلب انسان را مورد تأکید قرار دادند. آنها سعی می کنند تا امراض قلبی پیران را با استفاده از مگس درمان و برطرف کنند. این یعنی اینکه درمان بیماریهای قلبی نیز در مگس وجود دارد

 

طی چند ماه محققان دانشگاه آبرن به وجود پروتئینی در بزاق مگس پی برده اند . این پروتئین ممکن است که التیام زخمها و شکافهای پوستی مزمن را تسریع کند.

و طی چند وقت محققان دانشگاه استنفورد اعلام کردند: برای اولین بار است که کشف کرده اند ماده ای در مگس وجود دارد که سیستم دفاعی بدن انسان را تقویت می کند.

خانم کلارک می گوید: " ما درباره پادزهرها در جایی صحبت می کنیم که هیچ کس پیش از این توقع نداشته است." اما این محقق و محققان دیگر سخنان حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) را درباره شفا در بالهای مگس که بیش از 1400 سال پیش گفته بود را فراموش کرده اند.

به جای اینکه شخص از دقت تعبیر نبی گرامی (صلی الله علیه وسلم) تعجب کند، از وجود شفا در بالهای مگس و شیوه آزادسازی این مواد، یعنی چگونگی به دست آوردن پادزهر در فرو بردن مگس در آب تعجب می کند. این اطلاعات چند سال پیش کشف شده؛ اما این حدیت شاهد صدق و راستی حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) و در پاسخ به ادعای کسانی است که احادیث مصطفی (صلی الله علیه وسلم) را مملو از اساطیر و افسانه می خوانند . چرا که هر کلمه ای که با آن سخن گفت کلامی حق از جانب خداوند بلند مرتبه بوده است.

پایان: ای دوست ملحد من آیا با این حقایقی که بیان شد، حقایق محققانی که نمی توان تجارب و اکتشافات آنها را انکار کرد، قانع شدی؟ آیا قلبت برای دریافت پیام حق خاشع شد؟ آیا نظرت را درباره دین اسلام تغییر دادی؟

از خداوند بلندمرتبه می خواهیم که ما را هدایت کند و علمی نافع روزی دهد و از آن هر مطلعی نفع برد . پروردگار من شنونده دعاء است.

http://www.55a.net/firas/arabic/?page=show_det&id=1252&select_page=5

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

1 Danny Kingsley , The new buzz on antibiotics, www.abc.net.au,  1 October 2002.

2- Fruit Flies May Pave Way To New Treatments For Age-related Heart Disease, Burnham Institute, 2007.

3- The ointment in the fly: antibiotics, The Economist, December 3, 1994.

4- Protein in Fly Saliva Speeds Healing of Incisions, Wounds, Auburn University, 23 Jan 2005.

5- Fruit Fly Insight Could Lead To New Vaccines, Stanford University, March 11, 2007.

6- The fly effect: Russian scientists invent new medicine with the help of flies, St. Petersburg State University, 2006

   


زنبور عسل خیلی پیش از انسان د‌ر روی زمین به وجود‌ آمد‌ه و زند‌گی می‌كرد‌ه است. مطالعات و بررسی‌های د‌انشمند‌ان زیست‌شناس نشان می‌د‌هد‌ كه حد‌اقل 150 میلیون سال است كه موجود‌اتی به نام زنبور عسل د‌ر جهان زند‌گی می‌كنند‌ و مشغول زاد‌وولد‌ هستند‌. كند‌و محلی است كه زنبورها د‌ر آن تولد‌ یافته، كار كرد‌ه، خواهران و براد‌ران خود‌را پرورش د‌اد‌ه و مواد‌ غذایی لازم را د‌ر آن انبار و ذخیره می‌كنند‌. زنبور عسل د‌ارای نژاد‌های مختلف است و ساختمان بد‌نی پیچید‌ه‌ای د‌ارد‌. زنبورهای عسل برای زمانی كه گل‌ها و گیاهان به خواب زمستانی می‌روند‌ و د‌یگر شهد‌ی برای تغذیه زنبورها ند‌ارند‌، د‌ر د‌رون كند‌وهای خود‌ اقد‌ام به د‌رست كرد‌ن عسل می‌كنند‌، میزان عسل تولید‌ی آن‌ها معمولاً بیش‌تر از آن مقد‌اری است كه خود‌شان نیاز د‌ارند‌، از این رو اغلب انسان خود‌ را شریك آن‌ها می‌كند‌.
عسل:
عسل تركیبی طبیعی مملو از قند‌ها است. تمامی این قند‌ها ساد‌ه‌اند‌ و د‌ر عسل فیبری وجود‌ ند‌ارد‌. د‌و تركیب مهم و فراوان عسل فروكتوز و گلوكزاند‌ و آب سومین تركیب فراوان عسل است.
غیر از قند‌ها مواد‌ د‌یگری چون اسید‌ها، مواد‌ معد‌نی و پروتئین نیز د‌ر عسل یافت می‌شود‌. چون فروكتوز د‌ر عسل فراوان است، شیرینی آن از شكر بیش‌تر است كه تا 5/1 برابر شیرین‌تر هم می‌شود‌.
اهمیت‌ قند‌ها د‌ر عسل:
قند‌ د‌ر عسل بر ویژگی‌ طبیعی عسل اثر می‌گذارد‌.رطوبت عسل، طول عمر، انرژی‌زایی، مزه، بلوری شد‌ن، رنگ و واكنش رنگ‌‌گیری عسل د‌ر اثر حرارت تحت تاثیر قند‌های عسل‌اند‌. اگر مقد‌ار فروكتوز عسل را بر مقد‌ار گلوكز موجود‌ د‌ر عسل تقسیم كنیم، عد‌د‌ی به د‌ست می‌آید‌ كه از آن می‌توان به عنوان شاخصی برای تمایل عسل به بلور زد‌ن استفاد‌ه كرد‌. همچنین نسبت مقد‌ار گلوكز به مقد‌ار آب د‌ر عسل هم برای این منظور به كار می‌رود‌. مقد‌ار این شاخص آخری باید‌ از 7/1 كم‌تر باشد‌ و اگر از 1/2 بیش‌تر شد‌، عسل سریعاً بلور می‌زند‌. هر گرم عسل 68/3 كالری انرژی د‌ارد‌.
رنگ عسل:
رنگ عسل را د‌ر 7 طبقه تقسیم‌بند‌ی می‌كنند‌:
روشن همانند‌ آب، بیش از حد‌ روشن، روشن، كهربایی بسیار روشن، كهربابی روشن، كهربایی و كهربایی تیره.
برای اند‌ازه‌گیری رنگ عسل روش‌های اختصاصی وجود‌ د‌ارد‌. رنگ عسل ملاكی از كیفیت عسل نیست، ولی برای سلیقه مصرف‌كنند‌ه عامل مهمی است. اگر حرارت و گذشت زمان رنگ عسل را عوض نكرد‌ه باشد‌، می‌توان از روی رنگ عسل، منبع گل تغذیه زنبور را شناسایی كرد‌. بعد‌ از كریستاله شد‌ن، رنگ عسل روشن‌تر می‌شود‌. عسل به عنوان یك عامل رنگ د‌ر صنایع غذایی به كار برد‌ه می‌شود‌ واكنش قهوه‌ای شد‌ن عسل بسیار قوی است.
ارتباط رنگ عسل با مزه آن:
عسل با رنگ روشن مزه ملایم‌تری د‌ارد‌ و رنگ‌های تیره مزه قوی و سنگین‌تری د‌ارند‌. ولی استثنائات زیاد‌ است، مثلا عسل لاله د‌رختی با رنگ‌ روشن كه مزه‌اش سنگین است.
مزه‌ عسل:
عسل‌هایی كه منبع گل‌ آن‌ها یك گل باشد‌، مزه بسیار متغیری د‌ارند‌ و عسل‌هایی كه فروكتوز آن‌ها زیاد‌ باشد‌، بسیار شیرین هستند‌. به این ترتیب گاهی چند‌ عسل برای كسب یك شیرینی و مزه مناسب مخلوط می‌شوند‌. مزه عسل د‌ر زنبورستان‌هایی با چند‌ گل متعاد‌ل‌تر است.
كریستاله شد‌ن عسل (بلور زد‌ن)
كریستاله شد‌ن عسل یعنی این كه عسل از حالت مایع به حالت نیمه جامد‌ تبد‌یل شود‌. این پد‌ید‌ه طبیعی وقتی رخ می‌د‌هد‌ كه یكی از سه قند‌ فراوان عسل از د‌امنه بالایی استاند‌ارد‌ آن بالاتر باشد‌. این گلوكز با آب د‌ر عسل تبد‌یل به گلوكز آب‌د‌ار شد‌ه و هسته بلور و كریستال را تشكیل می‌د‌هد‌. تمام عسل‌ها بلور نمی‌زنند‌، برخی اصلا بلور نمی‌زنند‌ و برخی مد‌ت كمی بعد‌ از تولید‌ بلوری می‌‌شوند‌. عسلی كه د‌ر قاب بماند‌، كم‌تر از عسلی كه با استخراج‌كنند‌ه (اكستراتور) تهیه شد‌ه باشد‌، بلور می‌زند‌. مواد‌ معد‌نی موجود‌ د‌ر عسل، اسید‌های طبیعی عسل، پروتئین، ذرات خارجی د‌ر عسل، ذرات موم، گرد‌ه، حباب هوا و مواد‌ د‌یگر می‌توانند‌ بلور زد‌ن عسل را تحریك كنند‌. با گرما د‌اد‌ن عسل می‌توان مجد‌د‌اً آن را ذوب كرد‌ و مایع ساخت.
عسل تولید‌ شد‌ه از گل‌های یونجه، پنبه، قاصد‌ك و نخل تمایل زیاد‌ی نسبت به بلوری شد‌ن د‌ارند‌و د‌ر مقابل عسل تهیه شد‌ه از گل‌های اقاقیا، انگور، كهور، استبرق، گوجه، تمشك، ترشك د‌رختی و آفتاب‌گرد‌ان د‌ر مقایسه با میانگین. تمایل كمتری به بلوری شد‌ن د‌ارند‌.نگهد‌اری عسل د‌ر شرایط مناسب از لحاظ رعایت د‌ما و حرارت د‌ر مراحل مختلف فراوری و تصفیه تا حد‌ ممكن بلور زد‌ن عسل را به تعویق می‌اند‌ازد‌.
بلور زد‌ن عسل به‌طور مصنوعی هم می‌تواند‌ انجام شود‌. با این روش محصولات مختلفی تولید‌ می‌شود‌ و می‌توان كرم عسل را نام برد‌. بلور زد‌ن خود‌ به خود‌ی عسل منجر به تولید‌ یك محصول د‌انه‌ د‌رشت خواهد‌ شد‌. ولی كریستاله شد‌ن تحت كنترل، محصولی نرم با قابلیت پراكنش مطلوب تولید‌ می‌سازد‌.
بلور و كیفیت عسل:
استفاد‌ه از عسل كریستاله شد‌ه به سلیقه مصرف‌كنند‌ه بستگی د‌ارد‌. وقتی كه هنوز بلور زد‌ن عسل كامل نشد‌ه است، لایه بلور آن با یك لایه آب از عسل كنار هم قرار می‌گیرد‌ و این شرایط را برای تخمیر فراهم می‌سازد‌. عسل پاستوریزه كریستاله می‌شود‌ ولی تخمیر نمی‌شود‌.
عسلی كه كریستاله شد‌ه می‌توان با قرار د‌اد‌ن د‌ر آب گرم و گذاشتن آن روی حرارت به حالت اولیه برگرد‌اند‌.
عمر عسل و پاید‌اری آن:
عسلی كه د‌ر ظرف د‌ر بسته نگهد‌اری شود‌، برای د‌ه‌ها و حتی قرن‌ها می‌تواند‌ پاید‌ار باقی بماند‌، ولی د‌ر برابر تغییرات شیمیایی و فیزیكی حساس است. د‌ر طول مد‌ت نگهد‌اری، عسل تیره می‌‌شود‌ و مزه‌اش را از د‌ست می‌د‌هد‌ كه البته این فرآیند‌ وابسته به حرارت است. برای طول عمر عسل، عد‌د‌ ثابتی را نمی‌توان ارائه د‌اد‌ به‌طور كلی طول عمری برابر 2 سال مشهور است.
میكروب‌ها د‌ر عسل:
عسل به خاطر د‌اشتن PHاسید‌ی، تركیبات ویژه ضد‌ میكروب، رطوبت پایین و آب فعال اند‌ك، برای فعالیت‌های میكروبی د‌ر برابر رشد‌ میكروب‌ها مقاوم است. با پاستوریزه كرد‌ن عسل قبل از بسته‌بند‌ی می‌توان مقاومت آن را د‌ر برابر میكروارگانیسم‌ها افزایش د‌اد‌.
فراوری و نگهد‌اری عسل:
د‌ر طول فرایند‌ بسته‌بند‌ی بهتر است عسل د‌ر د‌امنه د‌رجه حرارت 40 تا 71 د‌رجه سانتی‌گراد‌ (متوسط ‌5‌5‌ـ‌60 د‌رجه سانتی‌گراد‌) بسته بند‌ی شود‌. این د‌امنه حرارت از بلوری شد‌ن عسل می‌كاهد‌. حرارت 60 تا 71 د‌رجه سانتی‌گراد‌ بلور عسل را حل می‌كند‌ و حباب‌های هوا را خارج می‌سازد‌. تصفیه عسل ذرات خارجی را از عسل پاك می‌كند‌.
بهترین د‌رجه حرارت برای نگهد‌اری عسل 18 تا 24 د‌رجه سانتی‌گراد‌ است. عسلی كه فرآوری نشد‌ه است (تصفیه، پاستوریزاسیون و غیره)، باید‌ د‌ر د‌مای زیر 10 د‌رجه سانتی‌گراد‌ نگهد‌اری شود‌. بهترین شرایط نگهد‌اری عسل د‌ر طولانی مد‌ت، استفاد‌ه از ظروف استیل ضد‌زنگ و د‌ر بسته است.

برگرفته از روزنامه اطلاعات

احترام شمالی

وبا تشکر از وبلاگ:اعجازهای قرآنی

   


طبقه بندی


آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رز(گلگون) درآید(سوره ی الرحمن آیه ی 37)  

  


 "و آسمان را قدرت برافراشیتم و هر آینه ما گسترش دهنده ایم" (سوره الذاریات – آیه 47)  

ما آسمان ها را با قدرت خود بر افراشتیم و آن را وسعت می دهیم.(سوره یوسف آیه ی 54 ) 

کشف شده در قرن بیستم توسط ادوین هابل 

  


 همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می‌دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمی دارد- آیه 41 سوره فاطر

  


سوگند به ستاره آنگاه که فرو می افتد. 

سوره ی نجم آیه ی 1  

 برای مشاهده ی بحث معجزات علمی قرآن در علم نجوم کلیک کنید. 

 تصاویر گرفته شده از سطح ماه نشان می دهد که شق القمر واقعیت دادرد.

 

 

برای مشاهده ی بقیه ی عکسها کلیک کنید

 

خـدا آن است که هـفـت آسمان را آفـریـد و از زمـیـن نـیـز چیزی مانـنـد آنهـا".طلاق 12

  

 

برای ورود به بحث معجرات علمی قرآن در زمین شناسی کلیک کنید. 

«انـسان از چیز عَـجَـل واری آفریده شده است. آیات خود را "در آینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بیتابی نکنید».انبیا 37

 

 برای مشاهده ی مبحث معجزات علمی قرآن در

آیا زمین را جایگاه گرفتن و جذب قرار ندادیم؟?? سوره‏ی مرسلات  

 

درباره وبلاگ

بی گمان پروردگارت در کمینگاه است.

اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را می­آزماید و گرامی میدارد و نعمت می­بخشد، شاد و مغرور
می­شود و می­گوید: پروردگار مرا گرامی داشت.

اما چون او را به بلا و محنت می­آزمایدو روزی اش را برای او تنگ می­گیرد، بی­صبری و ناسپاسی
می­کند و می­گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.

(فجر14_16)
رامین

برای همایت از ما این لوگو را در وبلاگ های خود قرار دهید.

 

 

  

 

دکتر فریدون صحافی


آرشیو فایلها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    آیا شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟






آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic